شبکه افق - 9 مرداد 1404

"تمدن‌سازی"؛ ایران توانست، ایران می‌تواند (۲) ("علم جدید"، مدیون تاریخ ماست)

سلسله نشست های "تاریخ علم و تمدن" - نشست (صفحات سانسورشده‌ی "تاریخ علم" چرا از نظام آموزشی ما نیز پنهان مانده است؟)

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت خواهران و برادران عزیز سلام عرض می‌کنم.

کتاب "المناظر" که در واقع بنیادهای علم نورشناسی جدید است، بنیان‌گذاری آن در همین آثار و کتاب‌ها شده است. راجع ‌به فیزیولوژی چشم، ماهیت نور، مفهوم انعکاس و بازتاب، تفرق پرتوها، پراکندگی انواع پرتوها، چگونگی محاسبه سرعت پرتوها، ساختن انواع آینه‌ها با کاربردهای مختلف و هزار سال پیش طراحی اولین دوربین عکاسی. آینه تخت، آینه کروی، آینه سهمی‌وار، استوانه‌های استوانه کوج، کاو. انواع آزمایش‌های تجربی علمی، این که چشم یک دستگاه عدسی‌دار است و چگونه تصویرسازی می‌شود، تصویر چطور تشکیل می‌شود و اولین گام‌ها در جراحی چشم، چشم‌پزشکی تخصصی، درمان دردهای چشم، کالبدشکافی چشم، هزار سال پیش اینجا اتفاق افتاده است. با کاربرد هندسه انعکاسی، انعکاس جوی، آسمان‌ها، نور ستاره‌ها و سیارات، منظومه‌ها، چطور می‌شود فاصله ستاره‌ها و سیارات را از زمین و از همدیگر بر اساس حرکت و سرعت نور محاسبه کرد؟ فاصله ما از ستاره‌ها و منظومه‌ها چطور می‌شود با دقت نسبی تخمین زد؟ و برای اولین بار در تمدن اسلامی، ارتفاع جو را حدس زدند.

رساله‌ای هزارو پنجاه سال قبل، منجم و فیزیکدان مسلمان می‌گوید لایه‌ای اطراف زمین را گرفته است که ارتفاعش محاسبه‌اش می‌شود. الان با ابزار دقیق، پایین‌ترین لایه جو همین است. روش آن‌ها در محاسبه و ریاضیات، روش تجربه، آزمایشگاه که اساسا تا قبل از تمدن اسلامی، این نوع روش‌ها و آزمایش‌ها اینقدر جدی گرفته نمی‌شد. در طبیعت‌شناسی در یک هزاره قبل یک انقلاب بزرگ علمی اتفاق افتاده است. شما فیزیک غرب و یونان را ببینید، تا در دوره قبل از تمدن اسلامی عمدتا به چه شیوه‌ای بوده است. رویکردها فلسفی و متافیزیک بوده است؛ نه آزمایش و تجربه.

این که شواهد تجربی و تکرار آزمایش برای پذیرش یک نظریه و نقد آن و آسیب‌شناسی یک نظریه، چطور باید باشد؟ الگوی پس گرفتن یک نظریه یا پیش رفتن یک نظریه چگونه است؟ چطور می‌شود استدلال‌های عقلی را با شواهد تجربی تکمیل کرد یا احتمالا نقد کرد؟ در جهان امروز و تمدن امروز، آزمایشگاه‌ها و کارگاه‌های علمی امروز این‌ها الان جزو الفبای پیشرفت‌های امروز و پایه‌های اصلی آن حساب می‌شود. آن موقع این‌ها همه مدیون این متفکران بودند.

کتاب المناظر همین ابن هیثم، بسیاری نظریات یونانی از بطلمیوس و دیگران را چطور با محاسبه ریاضی نقد می‌کند. الان هزار سال از آن موقع گذشته است، ما هنوز در کتاب‌های درسی آموزش و پرورش ما و یا اساتید سر کلاس‌ها، از دانشگاه تا آموزش و پرورش هنوز می‌گویند مثلا این قانون فلان است. این قانون اسنل است. و یک چیزهایی را به کسان دیگری نسبت می‌دهند. حرف‌هایی که قرن‌ها بعد از روی آثار این متفکران اسلامی ایرانی ترجمه شده است. شما بپرسید در کتاب‌ها آن‌چه که ترجمه کرده‌اند اروپایی‌ها و همه در دنیا آن‌ها را بلغور می‌کنند، تکرار می‌کنند و همه دروغ! بپرسید مخترع عدسی بگویید کیست؟ ببینید چه می‌گویند؟ مخترع و مبدع اتاق تاریک کیست؟ وقتی دارند اصل کالبد دوربین و عکسبرداری و فیلمبرداری را بحث می‌کنند.

بپرسید جراحی چشم ابتدا کجا و چه وقتی توسط چه کسانی اتفاق افتاده است؟ هزار سال این وسط تمدن اسلامی را و از جمله ایرانی را سانسور می‌کنند. اصلاً انگار نبوده است. آن‌چه که کار امثال ابن سهل و... بوده، این‌ها را نسبت می‌دهند به کسانی که قرن‌ها بعد به اروپا آمدند و با واسطه آثار این‌ها را خواندند و ترجمه کردند و به نام این‌ها تمام می‌شود. شما یادداشت‌های ابن هیثم را، یادداشت‌های نورشناسان مسلمان را الان دارید که هزار سال قبل نقاشی آن را کشیده، تصویر کشیده، یادداشت‌هایی دارد که اتاقی را می‌گوید تعبیه و تنظیم کردیم. نور را از یک منفذ و سوراخ کوچکی درون اتاق تاریک تاباندیم و شکافی مثل خورشید، موقع خورشید گرفتگی روی دیوار مقابل ایجاد شد. با بررسی‌هایی که کردیم، تصویر خورشید را در زمان کسوف ما تحلیل کردیم و به این جمع‌بندی رسیدیم و داریم این مطالعات را ادامه می‌دهیم که اگر نور از یک منفذ خیلی باریکی و دایره عبور کند روی یک صفحه تخت روبروی آن منفذ بیفتد، اگر کامل باشد، به شکل هلال ماه دیده می‌شود. و بعد آنجا هم می‌گوید ما ثابت کردیم و می‌کنیم که نور در خط مستقیم حرکت می‌کند و به چشم ما می‌رسد و وقتی پرتو نور یا انعکاس آن از یک جسم روشنی بازتاب داده بشود، از یک منفذ بگذرد، متفرق نمی‌شود. همگرایی و هم‌رأسی حفظ می‌شود. یک تصویر معکوس وارونه، واژگونه، روی یک سطح صاف سفید که موازی آن منفذ باشد، ایجاد می‌کند. آن صفحه سفید همانی است که الان به آن پرده سینما می‌گویید. و می‌گوید چرا هر چه این منفذ تنگ‌تر باشد، این سوراخ کوچکتر باشد، آن تصویر واضح‌تر می‌شود. تصویر مخروط‌شکل در محل منفذ این در همین آزمایشات. آن وقت آنجا می‌گوید ما چه نوع آزمایشاتی کردیم و به چه نتایجی رسیدیم. از آن نتایج تجربی به چه نتایج جدید عقلی و استدلالی می‌شود رسید. در واقع نور را چطور می‌شود مهندسی و مدیریت کرد؟ و چه کارهایی می‌شود با نور کرد؟ و بعد توضیح می‌دهد که اینجا که تصویر وارونه افتاد، خب چرا ما وقتی تصاویر و اشیا را می‌بینیم، چرا ما این‌ها را وارونه نمی‌بینیم؟ چرا این‌ها را درست می‌بینیم، سر پا می‌بینیم؟ آنجا توضیح می‌دهد این اتفاقی است که در عصب بینایی و در مغز ما رخ می‌دهد و یک ارتباط خاصی و بسیار دقیق و حساب‌شده‌ای آنجا برقرار است که ما در آن هیچ‌کاره‌ایم، کار ما نیست و این‌ها خداوند طوری این بدن را خلق کرده و این چشم و اعصاب مغز را که عصب بینایی و مغز یک تعامل سریع و دقیقی دارند که تصویر را تحلیل می‌کند، تشخیص می‌دهد و به ما تصویر درست را منعکس می‌کند. مغز ما آن تصویر را درست می‌بیند و برداشت می‌کند. این تعامل چطور در بین چشم و اعصاب مغز ما با نور در بیرون اتفاق می‌افتد. یعنی این تعبیری که اصلاً دوربین، این گامرا که در غرب به دوربین، کامرا و گامرا گفته می‌شود، این اصطلاح مربوط به زبان لاتین است. منشأ آن چیست؟ الان هم به دوربین کامرا می‌گویند که در عربی قمرا می‌گویند. قمرا، این کامرا همان قمرا است. قمرا یعنی اتاق ویژه، همان اتاق تاریک. «قمر» این اصطلاحی است که آن موقع دانشمند مسلمان عرب، دانشمند مسلمان به کار می‌برد. اولین نظریه را می‌دهد و باید گفت اولین دوربین و اولین عدسی را در واقع ساخته است و این قمرا همین است که الان بهش می‌گویند کامرا. این اصطلاح ریشه‌اش این بود. قرن‌ها بعد که این‌ها اولین عدسی را آن موقع ساختند، قرن‌ها بعد در قرون وسطی، در اروپا، کسانی مثل "جرارد کرمونا" می‌آید به زبان لاتین آثار این دانشمندان مسلمان را (امثال ابن‌هیثم و این‌ها را) به زبان لاتین ترجمه می‌کند. بعدها امثال راجر بیکن، ویتلو و دیگران و بعد لئوناردو داوینچی در قرن پانزدهم میلادی مثلاً، حال، آمدند چند قرن بعد یادداشت‌های این‌ها و نقاشی‌های این‌ها را، تصاویر، توضیحات این‌ها را با واسطه این ترجمه‌های لاتین، در ایتالیا و اسپانیا می‌بینند و این‌ها ترجمه می‌شود به زبان‌های دیگر و وارد شمال اروپا می‌شود، چون جنوب اروپا که همین اسپانیا و سیسیل و این‌هاست، این‌ها قرن‌ها جزو تمدن اسلامی بوده است. و بسیاری از اروپاییان مسیحی و غیرمسلمان می‌آمدند در جنوب اروپا در این دانشگاه‌ها و آزمایشگاه‌های تمدن و جهان اسلام درس می‌خواندند. در واقع در ذیل تمدن اسلامی این‌ها ساخته و تربیت شدند و دانشگاه‌ها و مدرسه‌های شمال اروپا را کم‌کم بر اساس همین دانشگاه‌ها و مدارس جهان اسلام ساختند. هم معماریشان، هم متون درسی‌شان، هم گاهی اساتیدشان، همین‌ها بود و از این طریق آشنا شدند. یعنی الان که این دوربین‌های پیشرفته دیجیتال و در حوزه فیلمبرداری، عکاسی، سینما، صنعت، صنایع مختلف سینما و... این‌ها را می‌بینید، همه این‌ها محصول آزمایش‌ها و تجربیاتی بود که در یک اتاق کوچکی به نام قمرا، که بعد کامرا شد، اتفاق افتاد. هزار سال قبل در جهان در تمدن اسلامی. خب البته الان دیگر علم نورشناسی کاملاً وسیع و تخصصی‌تر شده است و در حوزه‌های مختلف از لیزر و برش شبکه چشم و جراحی‌های لیزری و پژوهش‌های مربوط به نورتابی‌های زیستی و زیست‌شناختی در طبیعت، مثلاً نورتابی از چشم عروس دریایی و از این قبیل. تولید نور در اعماق تاریک اقیانوس‌ها، استفاده از نور در خارج از جو و از این قبیل. چطور دارد استفاده می‌شود. در واقع این‌ها همه شاخه‌هایی هستند که روی آن تنه‌ها روییدند. آن ابداع اصلی مهندسین اصلی، پدران این علوم و ابداعات و ابزار، این‌ها بودند. گام نخستین آن‌ها بودند. نخستین هم نه به معنای فقط ابتدایی، یعنی نه به این معنا که همه ابتدایی بوده است. بخشی از این‌ها تا همین الان اصول همان نظریات به قوت و اعتبار خودش باقی است و در امتداد همان، ادامه پیدا کرده و پیچیده‌تر شده و استفاده‌های خیلی بیشتری می‌شود. دقت می‌کنید؟ یعنی آزمایش‌های هزار سال پیش در آن تمدن شده هزار سال بعد؛ حالا برای اولین بار تحت تأثیر آن در اروپا شده است، آن وقت این‌ها می‌گویند در اروپا شروع شده است.

یک نمونه باز در همین منابع، این کتاب چاپ کمبریج آمده است. می‌گوید که کتاب در حوزه نورشناسی متعلق به "کمال‌الدین فارسی" که مفهوم رؤیت و دیدن، کارکرد چشم. و کتاب مهمی به نام "تنقیح المناظر لذوی الألباب و البصائر". این‌ها از مهم‌ترین آثار علمی جهان هستند. بسیاری از نکاتی که اولین و مهم‌ترین گام‌های اصلی در حوزه آزمایش تجربی، در رشته‌های تخصصی نور و چشم بود و امروز سلاح‌های لیزری، محصول آن تحقیقات است. مدیون همان گام‌هاست. اولین بار در تمدن اسلامی این شخصیت‌ها بودند که دقیقاً چشم حیوان و چشم انسان را کالبدشکافی کردند و تصویر آن را کشیدند، اجزای آن را شکافتند، باز کردند، معاینه کردند و هنوز آن تصاویر و آن نقاشی‌ها هست، هنوز نام‌هایی که همان موقع روی آن گذاشتند، باقی است. منتهی کم‌کم نام‌های اروپایی روی آن گذاشتند و اسم آن عوض شد. نسل‌های بعد، امروزه این خبر را فکر می‌کند کلاً شناسنامه این علوم و ابزارها تماماً شناسنامه‌های جعلی و جدیدی است که برای آن ساخته شده است. خب متاسفانه این‌ها نه فقط در دانشگاه‌های غرب، بلکه در دانشگاه‌های خود ما هم سانسور شده و مجهول مانده و متروک شده است. به حدی که این‌ها را وقتی می‌گویم و می‌نویسم، باز یک عده‌ای باور نمی‌کنند یا توجه نمی‌کنند و اهمیت نمی‌دهند.

یک نمونه دیگر، مسئله پرواز است که منجر به انواع هواپیماها، تا الان هواپیماهای بدون سرنشین و انواع پهپادها و تا فضانوردی، سفینه، هواپیما شده است. ببینید! الان راجع‌ به اختراع هواپیما در همه جا در کتاب‌ها می‌نویسند برادران رایت مثلا همین 100 سال پیش، در آمریکاست. ملاحظه کنید. این‌ها در منابع علم هست، دارد خاک می‌خورد. در کتاب‌های ما هم درست مطرح نمی‌شود، جدی گرفته نمی‌شود. در همین منبع کمبریج می‌گوید فکر پرواز در تاریخ انسان، پرواز با ابزار از هزاران سال پیش مطرح است. اصل این فکر و این طلب و تقاضا، این آرزو کسانی فکر کردند. یعنی از چین و ایران و مصر و هند و یونان باستان و این‌ها همه در اسطوره‌ها، اساطیر، افسانه‌ها، شعرها، آرزوها، در همه این‌ها مسئله پرواز است.

در ایران قبل از اسلام، تخیل پرواز، شاهنامه فردوسی با تخیل شاعرانه اهرمن، کیکاووس پادشاه را وسوسه کرد. با یک وسیله پرنده به بهشت آسمان‌ها حمله کند که آن وسیله پرنده یک تخت است. چهار طرف آن میله دارد. سر هر میله یک تکه گوشت است و چند تا عقاب گرسنه بسته شده‌اند به پایه‌های تخت. این‌ها می‌خواهند آن گوشت‌ها را بگیرند، پرواز می‌کنند و این تخت حرکت می‌کند و بعد وسط راه که رفته است بالا در آسمان، خسته می‌شود. این‌ها وقتی آن‌ها خسته می‌شوند دیگر رهایشان می‌کنند، خب این هم سقوط می‌کند. این‌ها در افسانه‌ها و اساطیر ایرانی هست. در حوزه جادو و سحر و این‌ها به شکل دیگری.

قدیمی‌ترین سندی که در تاریخ علم و تمدن در مورد تلاش برای ساختن وسیله‌ای برای پرواز، اولین مدل‌های به اصطلاح هواپیما، اولین تصور و اولین تصویر از هواپیما و فضاپیما، حتی چتر، حتی چتر پرش و انسان پرنده. این مربوط به هزار و صد سال پیش در تمدن اسلامی است. قرن‌ها و قرن‌ها قبل از برادران رایت و قرن‌ها قبل از نقاشی‌هایی که لئوناردو داوینچی دارد و از روی همین آثار کپی کرده است. یازده قرن قبل، هزار و صد سال پیش در قرن سوم هجری. حداقل از موقع ما از آن موقع سند تاریخی مکتوب داریم. قبل از آن هم در تمدن اسلامی نوشته‌هایی در این باب هست. ولی این خیلی واضح است. قبل از این، ما در روایات اهل بیت(ع) مواردی داریم که خیلی صریح و واضح از امکان پرواز با ابزار طبیعی و مادی با سفینه و وسیله‌ای از جنس فلز (حدید) با نیروی آتش می‌توان به کرات و آسمان‌ها و سیارات رفت. این‌ها در روایات ما از اهل بیت(ع) با تعابیر مختلف هست.

کسانی خدمت امام هادی(ع) هستند اطراف ایشان نشستند درباره آسمان و آسمان‌ها بحث می‌شود. بعد یک عده‌ای سؤال می‌کنند که آن‌جا چه خبر است می‌شود رفت؟ کجاست؟ امام هادی(ع) می‌فرمایند که بله می‌شود رفت – شاید این تعبیر هم هست که خواهند رفت (این می‌شود رفت را یادم هست) – بعد سؤال می‌شود که چگونه؟ فرمودند با تیکه آهنی و فلزی، با ابزاری که با همین حدید ساخته می‌شود و این‌هایی که شما از این‌جا اینقدر کوچک می‌بینید یا اصلاً خیلی از آن‌ها را نمی‌بینید می‌شود به آن‌جا رفت. محال نیست. خب این تعبیر را امام هادی(ع) چه وقت کردند؟ در شرق و غرب عالم، نمونه‌هایی که از این قبیل ذکر شده، نمونه‌های دیگری مکتوب نیست و هیچ سندی نیست که قبل از این دوره‌ها باشد. یک نمونه دیگر آن را که همه شرقی و غربی‌ها قبول کرده‌اند قرن سوم هجری- دویست و خورده‌ای هجری- «عباس بن فرناس» یک دانشمند و تکنولوژیست مسلمان اهل آندلوس، قرطبه یا کوردبا در تمدن اسلامی جنوب اروپا، شمال آفریقا، هزار و صد سال قبل هست. یادداشت‌های این آدم و محصول کار او و هزاران نفری که کار او را دیدند، ثبت شده است. ایشان هم شاعر است، هم موسیقی‌دان است، هم ریاضی‌دان است، هم منجم و ستاره‌شناس است و یک سری از او نقل شده است. بعضی پیشگویی‌ها و علوم غریبه هم ظاهرا داشته است. یک حلقه‌ای از دانشجویان و شاگردان را آموزش می‌داد و با کمک آن‌ها آزمایش‌های مختلفی انجام می‌داد. یک مهندس برجسته است، فیزیکدان است.

قدیمی‌ترین سند تاریخی در جهان که اولین ماشین پرنده، اولین هواپیما در تاریخ علم ثبت شده است که انسان را از سطح زمین بکَند و در هوا یک مدتی پرنده و در پرواز نگه دارد، قدیمی‌ترین سند مربوط به اینجا است که چند بار ماشین پرنده‌ای ساخته است و چند بار با این ماشین در مناطق کویری و از ارتفاعات پریده است و برای اولین بار طولانی‌ترین و بی‌سابقه‌ترین مدت پرواز را داشته است. یعنی بعد از هر پرواز، بعد از هر ترجمه و مطالعات مهندسی و تلاش برای اصلاح و ارتقای این سیستم و این دستگاه، توانسته است با آزمون و خطاها و طراحی ماشین‌های کامل‌تر پرواز او را کامل‌تر کند، اصلاح کند و حداقل در اسناد تاریخی دو پرواز طولانی موفق در بالای شهر قرطبه از ایشان و شاگردان او ثبت شده است. یعنی همه مردم دیدند، تایید کردند. یعنی این‌ها اعلام کردند. ببینید می‌گوید سال 208 هجری در آن زمانه. توصیف آن در همین منابع که مورخین غربی تاریخ علم از جمله مواردی که بالاخره نوشته‌اند، مجبور شدند بنویسند ولی دیگر از او صحبت نمی‌شود. یکی از آن‌ها همین است. می‌گوید هزار و صد سال پیش این گروه مهندسی شنل بسیار محکمی با یک اسکلت پیچ‌شده و سفت به شکل بال ساختند و جلوی چشم هزاران تن از مردم مسلمان از مناره مرتفع مسجد بزرگ قرطبه به پرواز درآمدند و این نخستین کایت‌سواری و پرش با چتر در هوا در تاریخ بشر بوده است و چندین دقیقه در پرواز بوده است و بدون آنکه هیچ صدمه‌ای بخورند، پایین آمده‌اند و اولین نمونه پرش با چتر و ماشین پرنده در تاریخ و در منابع غرب و شرق که ثبت شده است، همین است.

بعد می‌گوید بعد‌ها که مثلا در قرن 20 وقتی داشتند تاریخ پرواز را می‌نوشتند، حالا اولین هواپیما که برادران رایت قرن همین 19 و 20 است، می‌گویند بله قرن‌ها قبل‌تر از آن هم، یک اسم غیر اسلامی را می‌آورند. شخصی به نام "آرمِند فِرمِن" بوده است و دیگر اسم «عباس بن فرناس» را نمی‌آورند. خب این آرمن فرمن کیست؟ بعضی گفتند اصلا همین ابن فرناس است. او را گفتند فرمن. بعضی گفتند نه، یک کسی است که بعدها مدت‌ها بعد آمده است و سند تاریخی موثقی هم ندارد.

ملاحظه کنید تشکیل نخستین حلقه‌های مطالعه تکنولوژی هوایی، صنایع هوایی بر اساس تجربه و ریاضیات و مکانیک. و هی آزمون خطا و آزمایش و اصلاح و تکمیل. آن هم جلوی چشم هزاران شاهد عینی که بعدها کسی نتواند انکار کند. گرچه این‌ها انکار می‌کنند. این اتفاق افتاده است.

بعد صدها سال بعد در اروپا، اولین طرح‌های ماشین با بال بزرگ به عنوان پدران صنایع هوایی پس این‌ها نام برده می‌شوند. در این منبع تاریخی می‌گوید که یک نمونه از ماشین پرنده‌ای که بیش از هزار سال قبل مسلمان‌ها ساختند، هزار و دویست سال قبل، ماشین پرنده‌ای بوده است ساخته شده از اسکلتی محکم اما سبک که آلیاژی بود که خودشان ساخته بودند. با استفاده از ابریشم و پر عقاب، در تپه‌های از جبل العروس، کوه عروس پرواز کردند و در یک ریسک بزرگ علمی خود را از ارتفاع بلندی پرتاب کردند و آخرین اصلاحات را دوباره روی آن ماشین پرواز انجام دادند. بعد کل مردم شهر را دعوت کردند، فراخوان کردند که بیایید پرواز با این وسیله را ببینید. جلوی مردم ایستاد. یک تکه کاغذ دست او بود. روی آن توضیح داد که چگونه برای این که پرواز با این ماشین صورت بگیرد، من برنامه‌ریزی کردم و اینجا با شما خداحافظی می‌کنم. شما مرا خواهید دید که مثل یک عقاب بالا و پایین و چپ و راست در آسمان می‌روم و بعد ان‌شاءالله سالم برمی‌گردم. این را می‌نویسد و بعد می‌رود. آنجا نقل می‌شود که حدود ده دقیقه ایشان در ارتفاع بالا اوج گرفته و پرواز کرده است و بعد هم پایین آمده است و زنده بود. البته وقتی که فرود آمده، سرعتش یک مقدار زیاد می‌شود. یک صدمه‌ای می‌بیند که همان هم باعث می‌شود یک کشف جدید و یک اختراع جدید بکند. آنجا می‌فهمد که یک علت این که یک تکمله‌ای که باید برای این دستگاه بزند این است که چطور پرنده‌ها دُم دارند و این دم آن‌ها نقش بسیار مهمی در هم پرواز آن‌ها، هم فرود آمدن آن‌ها دارد.

الان شما می‌بینید، هواپیماها وقتی می‌خواهند پرواز کنند، دم آن باید پایین‌تر باشد، سر آن بالا. وقتی هم که فرود می‌آید باز دم باید یک مقداری پایین‌تر باشد. یعنی نقش دم پرنده در صعود و فرود.

ایشان بعد از این که این یک نقص جزئی پیدا می‌شود، به این نتیجه می‌رسد، نقاشی‌هایی می‌کشد، کار می‌کند که این بال باید چه باشد و یک بالی شبیه دم هم باید در عقب این ماشین نصب شود و چطور کنترل شود که سرعت را مخصوصا موقع فرود بتواند مهار کند. پرنده‌ها دم دارند. وقتی می‌خواهند بنشینند، روی ریشه دم‌شان می‌نشینند بعد خودشان پایین می‌آیند. هواپیماها هم الان چرخ‌های عقب آن‌ها اول زمین می‌خورد. ببینید این‌ها برای هزار و صد سال - هزار و دویست سال قبل است. و ایشان آنجا می‌گوید این ماشین و ابزار من، همه چی داشت، فقط دم نداشت و یک دمی هم برای این ماشین می‌سازد.

در واقع اولین هواپیما، اولین ماشین پرنده و صنعت هوایی این‌طوری طراحی می‌شود. الان صدها سال از این قضیه گذشته است، قرن‌ها بعد. "لئوناردو داوینچی" و امثال آن‌ها در ایتالیا که آن موقع در ذیل تمدن اسلامی بود و اصلا سیسیل چند قرن حکومت اسلامی داشت. بندر ونیز، جنوا، بندرهای ایتالیا عمدتا در اختیار کشتیرانان مسلمان، سرمایه‌داران و تاجران مسلمان و صنعتکاران مسلمان بود و در ذیل اقتصاد تمدن اسلامی و مسلمین بود.

ریشه‌های شروع رنسانس ادبی و علمی در اروپا کجا بوده است؟ همه می‌گویند جنوب اروپا بود. یعنی بخصوص رنسانس ادبی در ایتالیا و تجارت جهانی، دریانوردی، بعد کشف که اروپایی‌ها برای اولین بار فهمیدند قاره آمریکا هست. به آن "کشف" گفتند! این‌ها همه در ذیل تمدن اسلامی، آموخته‌های آن‌ها، با کمک آن‌ها و تحت تاثیر آن‌ها، بخصوص بعد از سقوط آندلس و تاراج رفتن بقایای تمدن و معماری و علم و بیمارستان‌ها و کتابخانه‌های جهان اسلام بود که خیلی‌ها را صلیبی‌ها سوزاندند، ده‌ها هزار مسلمان اروپایی را به جرم مسلمانی کشتند و در عین حال از این بقایا و تراث تمدن اسلامی در جنوب اروپا استفاده کردند.

آمریکا را برای اولین بار رفتند دیدند که تاجران مسلمان از قبل مدت‌ها به آنجا رفت و آمد داشتند. کشف نشده بود. شما برای اولین بار همچین چیزی را فهمیدید. مثل این که مثلا من بیایم خانه شما را کشف کنم. می‌گویند کشف آمریکا. همه جا را آمدند. ایران ما را هم بعدا آمدند کشف کردند. این‌جوری. ریشه‌های رنسانس ادبی و علمی همه از جنوب اروپا است. یعنی از اروپای اسلامی است. از اروپای مسلمان یا تحت تاثیر اروپای مسلمان. نقاشی ماشین پرنده در آثار داوینچی از آثار امثال عباس است.

چند قرن بعد از داوینچی، باز قرن‌ها می‌گذرد. مثلا برادران رایت آمدند اولین پرواز را بر اساس طرح‌های داوینچی، اولین دستگاه و ابزارها را ساختند. بعد می‌گویند که این‌ها برادران رایت مثلا اولین پرواز در جهان! و از این قبیل.

خب، این‌ها چند قرن بعد از عباس بن فرناس هستند؟ بعد از هزار سال تازه تجربه، این دوباره این‌ها از صفر شروع کرده‌اند که یک وسیله‌ای بسازند. باز دوباره همان اشتباهات و همان تجربه‌ها و اولین ماشین پرنده در جهان را می‌گویند برادران رایت ساختند.

ببینید من دارم این‌ها را از روی همین منابع عرض می‌کنم و این قبیل اعترافات خیلی کمیاب است. مخصوصا الان این‌ها مطرح نمی‌شود. ولی خیلی خوب است که بدانید چگونه در یک منبع غیر مسلمان، غیر ایرانی، یک منبع اروپایی، در همین دوره معاصر گفته می‌شود که برادران رایت بیش از هزار سال بعد از تمدن اسلامی، ماشین ابتدایی پرنده را دوباره اختراع کردند. یعنی دوباره چرخ را از اول خواستند اختراع بکنند و بر اساس آن و بعد شاگردان آن‌ها ادامه دادند.

یا نمونه "راجر بیکن" که او را پدر علوم تجربی و به قول خودشان علوم جدید در جهان می‌دانند. در حالی که در اروپا است و ایشان هم مترجم بود. راجر بیکن در کتابش با دست خط خودش، تصریح می‌کند که من نمونه‌های اولین ماشین پرنده را، طراحی‌ها و نقاشی‌های خود آن ابن فرناس، ابن فرناس و شاگردان او را من دیدم که چگونه یک ماشین پرنده را نقاشی کرده و کشیده است. راجر بیکن چه زمانی است؟ قرن سیزدهم میلادی. رساله او چیست؟ نوشته او چیست؟ کتابی دارد به نام توانایی‌ها، قدرت‌های شگفت‌انگیز طبیعت. می‌گوید آثار مهندسین مسلمان را مطالعه کرده، و دو تا راه برای پرواز از خیلی قبل‌تر از مهندسین مسلمان پیدا کرده‌اند. بعد یکی از این راه‌ها را دارد توضیح می‌دهد.

می‌گوید یک مدل پرواز پرنده‌ها را مدل و الگو قرار داده‌اند. یک مدل هم یک توپ پر از هوای رقیق درست کردند که با کمک آن توپ بشود پرید و هر دوی این مدل‌ها را من خود وسایل آن را ندیدم و کسی که آن‌ها را دیده باشد را ندیدم اما افرادی آگاه و تحصیل‌کرده را می‌شناسم که گفتند ما این‌ها را در کشورهای اسلامی عیناً دیده‌ایم که این وسیله را ساخته‌اند و آن را امتحان هم کرده‌اند. این را راجر بیکن صریح در رساله‌اش می‌گوید. آن منبعی که راجر بیکن می‌گوید، آن منبع چه بوده است؟ آن کتاب چرا الان نیست؟ چرا کسی خبر ندارد؟ یک بخش مهمی از این‌ها را صلیبی‌ها بعدا از بین بردند و بعد هم در این 150 سال اخیر این روحیه استکباری و استعماری که تاریخچه علم و تمدن و اخلاق و قدرت و ثروت و همه این‌ها را باید از بین ببرد و بگوید قبل از ما همه دنیا تاریک بوده است، همه جا قرون وسطا و این‌ها بوده است، همه جا سنت و دینی و عقب‌افتاده و بدبخت بودند. ما آمدیم و بشر بالغ ما هستیم، بشر عاقل ما هستیم، علم و تکنولوژی و... .

چرا الان آثار مکتوب و طراحی‌ها و نقاشی‌های ابن فرناس اکثر قریب به اتفاق آن‌ها در دسترس نیست؟ در حالی که این‌ها قرن‌ها بعدش به دست همین دانشمندان اروپایی رسیده و از روی آن‌ها کپی زده‌اند و ترجمه کرده‌اند. قرن‌ها بعد، غیر مسلمانانی تحت تاثیر مطالعات دانشگاه‌های اسلامی این طرح‌ها را پیگیری کرده‌اند. قرن‌ها بعدش پرواز کرده‌اند. حتی صد سال بعد از عباس بن فرناس، یعنی یک قرن بعد از او، در قرن چهارم هجری دانشمندان مسلمان دیگری در شرق اسلامی، یعنی در ایران، در خراسان بزرگ، "جوهری" ماشین پرنده‌ای با بال و پر و ابزار و وسایلی از چوب و طناب‌های محکم سبک ساخته است و آن هم اتفاقا بلندترین نقطه شهر، چون مناره مسجد بوده است، از آنجا پایین پریده است و چند بار هم آزمایش کرده است و در حین یکی از همین آزمایش‌ها ایشان سقوط کرده است و در واقع شهید راه علم شده است، یعنی شهید صنایع هواپیماسازی شده است.

می‌گوید یک قرن بعد از او، ماشین‌های پیچیده‌تری، حالا او در غرب جهان اسلام در اسپانیا یعنی آندلس بوده است. این در شرق در ایران، خراسان بوده است. که می‌گوید یک قرن بعد از او ماشین‌های پیچیده‌تری ساخته و آزمایش هم کرده است. در یکی از این آزمایش‌ها به اصطلاح ایشان کشته شده است، یعنی شهید راه علم و پیشرفت شده است.

خب از این قضایا چند قرن باز می‌گذرد. یک کشیش، یک راهب اروپایی این مطالعات و تجربیات مسلمان‌ها را مطالعه کرده است. قرن یازدهم میلادی رفته روی یک برجی از آنجا پریده است. می‌گوید صد 100- 150 متر پرواز کرده است. بعد سقوط می‌کند، پایش می‌شکند معلول می‌شود و علت اصلی‌ آن هم این بود که با این که مدت‌ها بعد از این آزمایش‌های جهان اسلام بود، او هنوز اهمیت دم هواپیما را که باید در این دستگاه یک دم بگذارد و این سقوط را بتواند مدیریت بکند، نمی‌دانسته است.

خب، باز تازه لئوناردو داوینچی در فلورانس ایتالیا مدت‌ها بعد از این آمده است. خیلی بعد از این که برای اولین بار در اروپا و غرب، ایتالیا که تحت سلطه فرهنگی، علمی و تمدنی جهان اسلام بوده است و دانشگاه‌ها و مدرسه‌های آن‌ها، مدل درسی و آموزش آن‌ها، منابع آن‌ها، همین آثار ترجمه از جهان اسلام بود.

داوینچی که می‌گویند مهندس و طراح و نقاش بزرگ و پدر تئوریک بسیاری از اختراعات صنعتی و این‌ها در غرب بوده است و آن‌ها می‌گویند در جهان، داوینچی کجا درس خوانده است؟ کسی که می‌گویند پدر تئوریک ماشین پرنده است، ایشان که هیچ آزمایش عملی نکرده است. یک نقاشی‌هایی روی کاغذ کرده است که می‌گویند بعد از این‌ها الهام گرفته‌اند. گلایدر، کایت‌سواری و از این قبیل. و این که مثل پرنده‌ها می‌توانیم به خودمان بال ببندیم و پرواز بکنیم و از این قبیل. حتی طراحی هلیکوپتر.

قرن‌ها قبل در آثار مکانیسین‌های تمدن اسلامی هست که می‌گوید، همان‌طور که از روی کبوتر و عقاب می‌شود ساختن یک نوع ماشین پرنده را الگوبرداری کرد، تصویر ملخ و پرواز ملخ را نقاشی کرده است و می‌گوید ما می‌توانیم یک ابزاری و یک نوع پرندگی و پرشی به سبک ملخ طراحی کنیم. ببینید! یعنی قضیه این فکر برای چه زمانی است؟ برای 700- 800 سال قبل است.

حالا یک نمونه دیگر که باز در این منبع آمده است. می‌گوید قرن یازدهم هجری. قرن 11 هجری یعنی همین چند صد سال قبل. این را دقت کنید! می‌گوید اصلا اولین نمونه برای ساخت سفینه‌ای که بتواند در ارتفاع زیاد و با سرعت زیاد برود بالا، در قرن یازدهم هجری در تمدن تاریخ تمدن مسلمین شما می‌بینید. شخصی است به نام "حسن چَلَپی" یک مهندس مسلمانی در همان دوره عثمانی‌ها است. می‌شود گفت او اولین مدل موشک را ساخته است. قدیمی‌ترین اثر از ساخت موشک در تاریخ علم و فضانوردی ثبت شده است. می‌گوید حدود بین صد تا دویست کیلو باروت، مواد انفجاری به عنوان سوخت اولیه مهندسی و برنامه‌ریزی کرد. نقاشی و تصویر آن را کشید. الان که شما آن تصویر را نگاه می‌کنید، کاملا شبیه این موشک‌های فعلی است. یعنی اولین نمونه موشک را که هم طراحی کرده و هم اولین آزمایش را در مورد آن انجام داده است. با حدود 120 کیلو باروت و انفجاری که مهندسی و مدیریت شود، می‌توان تا ارتفاع بسیار بالا رفت. و نمونه‌ای از این کار را انجام می‌دهد.

کتابی از "ویلیام باروز". تاریخ فضانوردی به نام «اقیانوس جدید»، نخستین داستان عصر فضا است. می‌گوید باید گفت قدیمی‌ترین و اولین نمونه‌ای که موشک ساخته شد و آزمایش شد در تمدن مسلمانان بود. مهندسی به نام "لگاری حسن چلپی" در جشن تولد دختر پادشاه، با مقداری باروت وسیله‌ای که خود ساخته بود، به بالا پرتاب کرد. بعد از این که این ماشین، این دستگاه مقداری بالا رفت، ناگهان بال‌های آن را باز کرد و مدتی در هوا ماند. ارتفاع زیادی بالا رفت. مدتی در هوا ماند و بعد سالم جلوی کاخ شاه به زمین نشست و پادشاه یک کیسه طلا به او جایزه داد. می‌گوید چون آن وسیله و ماشینش سالم هم پایین آمد. خرد نشد، نشکست. و بعد آن شخص افسر برجسته‌ای در ارتش عثمانی شد و ماموریت پیدا کرد که چنین ماشینی را به طور صنعتی و بیشتر برای ارتش بسازد. یعنی یک همچین چیزی بسازد، رویش کار کند که چطور می‌شود از این یک وسیله کارآمدتری یا یک سلاح کارآمدتری ساخت.

باز در همین کتاب می‌گوید در یکی از جنگ‌ها، در جنگ کریمه که به نام جهاد اسلامی شرکت کرد، این افسر مسلمان کشته یا به تعبیر مسلمانان شهید شد. او حدود حداقل 9 بار آزمایش عملی و تجربی کرد و هر بار شکل بال‌های آن موشک را تغییر می‌داد. مشهورترین پرواز خود را از بالای یک برج کرد و از یک طرف رودخانه بالا رفت و در طرف دیگر پایین آمد. ارتفاع بسیار بالایی رفته است و مبنای او محاسبات همکار او بود که یک مهندس دیگر مسلمان بود، مربوط به قبل‌تر از او به نام "جوهری" که از روی پرواز عقاب و شاهین و انواع پرنده‌ها مطالعات دقیقی کرده بود. و او می‌گفت من این‌ها را از آثار مهندسان مسلمان دیگری که مثلا دویست سال قبل از من نوشتند، از آن‌ها الهام گرفتم و دارم می‌گیرم.

انواع پروازها و پرش‌ها، اقسام بال و پرها را با دقت آزمایش کرد. ابتدا نقاشی و طراحی می‌کرد، مکانیزم پرواز را در حضور همکاران، شاگردان خود توضیح می‌داد و می‌گفت من بر اساس مطالعات جوهری این ابزار را ساخته‌ام. هزار سکه جایزه گرفت و امروز یک تمبر هم در اداره پست به عنوان نخستین پرواز موشکی تاریخی به نام او چاپ می‌شود.

الان من نمونه را عینا بخوانم. اولین بالون که با هوای داغ و گرم کار می‌کند و قابل مدیریت و رانندگی است و مدلی تقلید از بعضی اتفاقات طبیعی دیگر، تقلید از طبیعت، بود. می‌گوید این مدل این بود که یک بالون یا توپ بزرگ، بادبادکی پر از هوای گرم و بزرگ با پوست کلفت که با آن می‌شود بالا رفت. این را قرن‌ها بعد در اروپا ساختند و می‌گویند اولین بالون را مثلا در اینجا ساختند و یک گوسفند، یک اردک، این‌ها داخل آن گذاشتند و رهایش کردند. چند هفته بعد هفت - هشت کیلومتر آن‌طرف‌تر آن را پیدا کردند. این دفعه که دیدند موفق شد، بعد ارتش فرانسه، آلمان کم‌کم گفتند این‌ها را روی افسر و آدم‌ها امتحان و آزمایش بکنیم و اولین باری بود که در اروپا کسی سوار بالون هوای داغ شده است. بعد آلمان بالون‌های پیچیده‌تری ایجاد کرده است و از این قبیل.

همه این‌ها ادامه اولین الگوهایی بوده که مهندسین مسلمان طراحی کرده‌اند، مطالعه و بحث کرده‌اند، با هم مناظره کرده‌اند و بعد ساخته‌اند که می‌شود چطور یک ماشین پرنده دیگری ساخت که به شکل دیگری عمودی برود بالا و ثبات و تعادل خود را حفظ کند یا اولین نمونه‌های کایت‌سواری اتفاق بیفتد.

آخر قرن نوزدهم، اول قرن بیستم، مثلا حدود 120 سال پیش، اولین پروازهای آزمایشی را در آلمان انجام داده‌اند و نمی‌تواند کنترل بکند. تصادف می‌شود، مجروح می‌شوند، کشته می‌شود. مدت‌ها بعد از این است که برادران رایت پیدا می‌شوند. اولین مدل هواپیما را به این شکل‌ می‌سازند و چند صد متر پرواز می‌کنند. کل آن سوابق قرن‌ها، تاریخ علم هوانوردی و فضانوردی و آن کارها، آن صنایع پرش، همه این‌ها سانسور و حذف شده است. می‌گویند از 1903، اول قرن 20 مثلا این‌ها از اینجا شروع شده است. خب، قرن چهاردهم هجری کجا، قرن دوم هجری کجا؟ هزار و صد سال فاصله است، هزار و دویست سال این‌ها از تاریخ محو می‌شود.

این جمله‌اش هم جالب است: برادران رایت بعد از هزار و اندی سال تقریبا همان حرف‌های عباس بن فرناس را گفتند و نوشتند. همان‌ها را دوباره گفتند. انقلاب علمی و صنعتی در کار نبود. چیز تازه‌ای در آثار و حرف‌های آن‌ها نبود. همان‌ها را دوباره‌خوانی کرده‌اند و این که پرنده بال‌هایش را تب و تاب می‌دهد، می‌چرخاند، تعادلش را چگونه حفظ کند. چطور روی یک پهلو پرواز کند. و بر این اساس کایتی ساختند که کپی‌برداری از بال پرنده‌ها باشد و به شکل مکانیکی بشود آن را چرخاند. برادران رایت ابتدا مدت‌ها با کایت کار کردند و گامی جلوتر از آنچه هزار سال پیش از آن‌ها برداشته شده بود، برنداشته بودند.

"ویلبر رایت" در قرن بیستم می‌گوید فلسفه ساختن این ماشین چیست؟ توضیح می‌دهد: گاهی حادثه‌ای ممکن است پیش بیاید. زلزله، آتشفشانی، طوفان، سیلی، چیزی، فرصت نیست به روش عادی فرار کنیم. دستگاه را می‌خواهیم بسازیم که البته افراد خیلی محدود و معدودی استفاده کنند. مردم نمی‌توانند. ولی افراد خاصی اگر لازم باشد، مثلا مهم‌تر باشند، پولدارتر باشند، این‌ها بتوانند از حوادث طبیعی فرار کنند و کشته نشوند. هدف این است.

می‌گوید چند سال باز فکر کردیم چطور سکان را بچرخانیم و کنترل کنیم؟ انواع چرخش. در 1908، هواپیمایی ساختند در فرانسه، نمایش دادند. کسانی دیگر هم همزمان در جاهای بخش‌های دیگری این کار را می‌کردند و اما به نام این‌ها ثبت شد. وگرنه کسانی دیگر همزمان همین دستگاه را در اروپا ساختند و در هر صورت اصل ایده و سنگ بنای اصلی این صنایع، ده قرن قبل از آن در جهان اسلام صورت گرفته بود.

این‌ها یک چند نمونه از مستنداتی است که در منابع اروپایی، در همین دوره‌های جدید حتی نوشته شد با استناد به قدیمی‌ترین منابع که چگونه تاریخ تکنولوژی، تاریخ مهندسی، تاریخ فیزیک، تاریخ صنایع هوایی این‌ها همه چطور سانسور شده و جانبدارانه طراحی می‌شود.

ان‌شاءالله در جلسات بعد، بخش دیگری از این مباحث تاریخ علم و تمدن را خدمت دوستان قرائت می‌کنم و با استناد به این منابع عینا منتقل می‌کنم و راجع‌به آن بحث می‌کنم.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


هشتگ‌های موضوعی

نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha